علت نام

بعضی گفته‌اند نام آنجا تب بس بوده است تب در فارسی به معنی حرارت و داغی است. یعنی بسی داغ . عده ای نیز نام آن را به زبان های سلوکیان مرتبط دانسته‌اند.ناصر خسرو در سفر نامه این شهر را طبس گیلکی خوانده است.

طبس در زمین‌لرزه شهریور ۱۳۵۷ به طور کامل نابود شد و بعد از آن بازسازی‌هایی در آن انجام شد.[۲]

آب طبس از یک‌پارچه شدن چشمه‌های پرشماری که از راه یک قنات به این شهر آورده می‌شوند و در جایی به نام «فره‌ونگ» از زیر زمین بیرون می‌آیند تأمین می‌شود. این آب در راه خود به خاطر شیب طبیعی زمین چند آسیاب را نیز به راه می‌اندازد. این آب در قدیم پس از آبیاری و گذر از باغ گلشن، وارد شهر شده و باغ‌های و محله‌ها را آبیاری می‌کند و آب‌انبارها را پر از آب می‌نماید.[۳]

دور بودن شهر طبس از شهرهای حاصل‌خیز و سختی راه کویر، جابه‌جایی هرگونه کالای فاسدشدنی به طبس را ناممکن می‌نمود و بنابر این مردم طبس میوه و سبزی خود را در محل تولید می‌کردند. فراورده‌های صادراتی این شهر را نیز فراورده‌های خشک و فاسدنشدنی مانند گندم و غله بوده‌است. در برخی نقاط پیرامون طبس حتی برنج نیز به عمل می‌آید و برنجزارهایی در آن‌جا وجود دارد.[۴]

طبس در ۲۹ تا ۳۰ قمری به‌دست عرب‌ها اشغال شد و تاریخ‌نگاران سده‌های آغازین اسلامی همواره از آن به عنوان جایی که درختان نخل و مرکبات دارد یاد کرده‌اند. بر اساس مستنداتی که هرودوت تاریخ نویس، ارائه نموده و به نقل از جلد اول کتاب سرزمین خورشید ترجمه استاد ذبیح الله منصوری، میت ری داتس از جمله موبدان زرتشیتی بوده که در طبس می زیسته و به عنوان ناپدری کورش کبیر وی را در همین منطقه تا سن شانزده سالگی تربیت و بزرگ نمود.[۵] طبس(تببس)در دوره نهضت اسماعیلیان یکی از مراکز مهم اسماعیلیان خراسان بود. از نوشته‌های سفرنامه‌نویسان این‌گونه برمی‌آید که باغ‌های طبس به جز قلعه‌باغ و باغ کلج قدمتی بیش از دوره افشاریان ندارند.[۶] خیابان گلشن در پایان دورهٔ زندیان و هنگامی که لطف‌علی خان زند به طبس می‌آید و به پیشنهاد او تأسیس شد.[۷]